23/10/90
9:25 ع
حفظ قرآن مانند تلاوت آن آثاری فراوان و ارزنده دارد. برخی از آثار حفظ آیات قرآن مجید، عبارت است از :
|
23/10/90
9:23 ع
رسول اکرم صلی الله علیه و آله :
تنها آن مقدار از نماز به حساب می آید که با توجه خوانده شود. بحارالانوار- ج 81- ص 24
پری شب ها که بعد از مدت ها! برای ادای نمازمان قصد مسجدمان را کردیم( تف به ریا به قول دوستان) وارد شبستان شدیم دیدیم صف های دوم و سوم پر شده است ولی صف اول هنوز دو سه نفری جا هست از آنجایی که اصولا و بیشتر صف اول مختص بزرگترهاست خواستیم همان صف عقب بنشینیم که یکی دو نفر به ما گیر شدید داده که بروید صف جلو تا جلو پر شود خلاصه خیر سرمان رفتیم جلو و از شانسمان افتادیم کنار یکی از حاج خانم! های نسبتا بزرگ! نماز اول که تمام شد همین حاج خانم برخاستند که غفیله شان را بخوانند شاید باورتون نشه سوره حمدشو از بیخ غلط خوند(با خودم گفتم ماها کلمه های نمازمونو چی می گیم، چی معنی می شه!!) وقتی نماز بنده خدا تمومید خیلی با خودم کلنجار رفتم که یه جوری بهش بگم بابا نماز شما باطله! اما هر کار کردم نتونستم گفتم عیبه، زشته، بزرگی گفتن، کوچیکی گفتن. آخه این جور موقعیتا دوجور پیشنهاد میاد سراغمون یکی تو گوش راستت می گه بهش راه درستو نشون بده تو موظفی و ... یکی دیگه تو گوش چپت می گه بی خیال ولش کن به توچه مربوطه اصلا شاید ناراحت شه و... یه لحظه با خودم گفتم اصلا ای کاش همون صفای آخر نشسته بودما!! خلاصه بعد کلی فکر کردن به حرف گوش راستم گوش دادم! یه کاغذ ورداشتم و توش تلفظای درست و غلطو با معنیای درست و غلطش(البته با خط خوش!) نوشتم حالا مونده بودم چه جوری کاغذو بدم دستش! بعد نماز عشا کلی صبر کردم و خودمو با ذکر های بسیار طولانی(توفیقات اجباری!) مشغول کردم تا شاید فرصت مناسبی پیش بیاید نشسته بودم که یک دفعه زنگ موبایل حاج خانم به صدا درآمد تا ایشان دوان دوان! بیرون رفتند که موبایلشان را جواب دهند نیز فرصت را غنیمت شمرده کاغذ را در جانماز ایشان گذارده و پا به فرار گذاشتم! ( خودمونیما این موبایلا با وجود همه ی دردسرهایی که دارن بعضی وقتام به درد می خورن! هرچند موبایل ایشون در اواسط نماز نیز ما را با آهنگ زیبایی که بر روی زنگش نهاده شده بود به فیض رسانید! ولی خب..) در هر حال نمی دونم کارم درست بوده یا نه اما مخلص کلام اینکه با خود گفتیم نمونه ی این کاغذ را اینجا بگذاریم تا شاید جلوگیری شود از این مسائل هر چند این فضاهای مجازی بیشتر مختص جوانتر هاست برعکس صف های اول نماز! اگرچه متاسفانه دور از جون شما عزیزان بعضی جوان ها از ورود به این فضاهای مجازی هدف و قصد دیگری دارند که دیگر بماند!!! اما می توان اطلاع رسانی کرد:
تلفظ صحیح----> الرحمن الرحیم:بخشنده بخشایشگر.
تلفظ غلط ---->الرهمن الرهیم: مرهم گذار!!
تلفظ صحیح----> الحمد لله: ستایش مخصوص خداست.
تلفظ غلط ---->الهمد: هلاکت و خاموشی!!
تلفظ صحیح----> عالمین: جهانیان.
تلفظ غلط ---->آلمین: دردها و رنج ها!!
تلفظ صحیح----> نعبد: عبادت می کنیم.
تلفظ غلط ---->نابد: همیشه می مانیم!!
تلفظ صحیح----> نستعین: یاری می جوییم.
تلفظ غلط ---->نستایین:طلب وقت می کنیم!!
تلفظ صحیح----> مستقیم: راست.
تلفظ غلط ---->مستغیم: طلب ابری شدن آسمان!!
تلفظ صحیح----> انعمت: نعمت دادی.
تلفظ غلط ---->انامت:ناله ای ضعیف درآورده ای!!
تلفظ صحیح----> المغضوب: مورد خشم واقع شده.
تلفظ غلط ---->المقضوب: شاخه ی بریده شده!!
تلفظ صحیح----> الضالین: گمراهان.
تلفظ غلط ---->الظالین: سایه کنندگان!! ، الذالین: خوار شدگان!! ، الزالین: به لرزه افتادگان!!
تلفظ صحیح----> قل: بگو.
تلفظ غلط ---->غل: بگیر، هلاک کن!!
تلفظ صحیح----> احد: یگانه.
تلفظ غلط ---->اهد: زمین گود!!
تلفظ صحیح----> صمد: بی نیاز.
تلفظ غلط ---->سمد: ایستاده ی متحیر!! ، ثمد: آب باران مانده و نامطبوع!!
تلفظ صحیح----> سبحان: منزه و پاک.
تلفظ غلط ---->سبهان: عقل او را به خاطر پیری اش می گیرد!!
تلفظ صحیح----> عظیم: بزرگ.
تلفظ غلط ---->عزیم: اراده کننده!! ، ازیم: سختی و یا قحطی!!
تلفظ صحیح----> علی: بر.
تلفظ غلط ---->الا: آگاه باش!!
تلفظ صحیح----> بحمده: مشغول به ستایش اوییم.
تلفظ غلط ---->بهمده: مشغول به هلاک کردن اوییم!!
تلفظ صحیح----> صل: درود بفرست.
تلفظ غلط ---->سل: بکش!!
تلفظ صحیح----> محمد: ستوده شده.
تلفظ غلط ---->مهمد: هلاک شده!!
تلفظ صحیح----> صالحین: شایستگان.
تلفظ غلط ---->سالحین: دارندگان اسلحه!!
****************************
خدایا! نمازم را، گریه ام را، عشقم را، خنده هایم را، ایمانم را، همه و همه چیزم را برای خودت خالص گردان.
" شهید شیرزاد"
ومن الله توفیق...
23/10/90
9:22 ع
آیت الله میرزا جواد تبریزی (رحمت الله علیه)
فقیه مقدس، میرزاى تبریزى(قدس سره) مقید بودند که دستمال سیاهى را که مخصوص گریه بر اهل بیت(علیهم السلام) بود، در روضه ها با خود حمل کنند و به ندرت این کار را فراموش مى کردند. گاهى اتفاق مى افتاد که مرحوم میرزا(قدس سره)بدون برنامه ریزى قبلى در مجلس روضه شرکت مى کردند و به همین سبب دستمال همراهشان نبود، ولیکن ایشان در مجالسى که خبر داشتند روضه برگزار خواهد شد، دو دستمال حمل مى کردند:
یکى سیاه که مخصوص گریه بر مصائب اهل بیت(علیهم السلام) بود و اشک هاى خود را با آن پارچه مخصوص سیاه پاک مى کردند و دیگرى دستمال سفیدى بود که مخصوص پاک کردن بینى و دهان مبارکشان بود. ایشان مقید بودند که اشک خود را با آن دستمال سیاه پاک کنند و همیشه مى فرمودند: «من این دستمال ها را براى قبرم مى خواهم و وصیت کرده ام که دستمال ها را در قبر من جاى دهند تا امانى باشد براى قبر و قیامت».
به حمد الله فرزندان مرحوم میرزا(قدس سره)موفق شدند که دو دستمال سیاه را یکى در دست مبارک و دیگرى را بر روى سینه ایشان جاى دهند و مرحوم میرزا(قدس سره) با این کار خود، به دیگران درس دادند که با تمسّک بر این روش، خود را از عذاب قبر در امان دارند و گریه هاى خود را در دستمالى خاص خشک کنند که فریاد رسى باشد در قبر و قیامت و راه گشایى باشد در محشر و این دستمال ها گواهى باشد بر ابراز ارادت میرزا(قدس سره) به اهل بیت(علیهم السلام)، هنیئاً له عاش سعیداً و مات سعیداً.
برگرفته از کتاب نصایح استاد الفقهاء و المجتهدین میرزا جواد تبریزی (قدس سره)
منبع: shia-news.com
23/10/90
9:22 ع
سوره مبارکه فجر را سوره «امام حسین علیه السلام» نیزنامیده اند.
سوره مبارکه نحل را سوره «نعمت ها» نامیده اند.
سوره مبارکه بقره را«سیّد سوره های قرآن»و نیز «فُسطاط القرآن» (خیمه و چادر قرآن) نامیده اند.
سوره مبارکه اخلاص (توحید) را سوره «الأساس»و نیز «نِسبة الربّ» نیز نامیده اند.
سوره مبارکه محمّد را سوره «قتال» نیز نامیده اند.
سوره مبارکه طلاق را«سورة النساءالقُصری» نیزنامیده اند.
سوره مبارکه یس ملقب به «قلب القرآن»و نیز«ریحانة القرآن» است.
سوره مبارکه الرحمن ملقب به «عروس القرآن» است.
سوره مبارکه نصر را سوره «التودیع» نامیده اند.
سوره مبارکه مائده را سوره «العُقود» نیزنامیده اند.
سوره مبارکه فاطر را سوره «الملائکه» نیزنامیده اند.
سوره مبارکه سجده را سوره «المَضاجِع» نیزنامیده اند.
سوره مبارکه مجادله را سوره «الظِهار» نامیده اند.
سوره مبارکه نمل راسوره «حضرت سلیمان» نیزنامیده اند.
سوره مبارکه مرسَلات را سوره «العُرف» نیزنامیده اند.
سوره مبارکه حمد راسوره «المناجات» نیزنامیده اند.
سوره مبارکه شعراء به «الجامعه» نیزملقب است.
سوره مبارکه ماعون به «الدین» نیزملقب است.
سوره مبارکه مُلک به «تبارک» نیز معروف است.
سوره مبارکه صفّ به «الحواریّین» نیزملقب است.
سوره مبارکه نبأ به «التساؤُل» نیزملقب است.
سوره مبارکه توبه به «الفاضِحه» نیز ملقب است.
سوره مبارکه انفال به «بدر» نیز ملقب است.
2/7/90
9:45 ص
رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند:مارهایی هستند در جهنّم به بزرگی شتر! وقتی که مجرمی را نیش میزنند، تا چهل سال درد آن سـاکت نمیشود. این مارها برای کسانی هستند که در دنیا بخیل، بداخلاق و اذیّت کنندهی مردم بودهاند . سه گروهی که جهنم با آنها حرف میزند |
2/7/90
9:39 ص
ذکر |
27/2/90
8:7 ص
در سایت رسمی آیت الله بهجت پرسش و پاسخ هایی دیدم که فکر کردم برای خیلی از ما ممکنه دانستنش ضروری بشه گویا توصیه ی همیشگی ایشان به افرادی که مراجعه می کردند این بوده که به آنچه می دانید عمل کنید آنچه نمی دانید را به شما خواهند آموخت 
شاید قدم اول برای حرکت در این مسیر نورانی که برای ان به اینجا آمده ایم دانستن جواب بعضی از این سوالات باشد
با هم بخوانیم:
راه خداشناسی
سوال: راه خداشناسی چیست؟ اگر ممکن است راهنمایی بفرمایید.ج: راه خداشناسی، خودشناسی است؛
می دانیم خود، خود را نساخته ایم و نمی توانیم؛
دیگری اگر مثل ما است، خود را و ما را نساخته و نمی تواند بسازد؛
پس قادر مطلق، ما را آفریده و او خداست؛ راه قربش، «شکر منعم»، به طاعت اوست و مشقت آن ابتدائی است، چندی نمی گذرد، برای طالبین، قرب او از هر حلاوتی شیرین تر است.
آلودگی به پستیهای درونی و بیرونی
سوال: ما آلوده به پستیهای درونی و بیرونی هستیم، ما را طبابت کنید و در پیمودن این طریق ما را راهنمایی بفرمایید.
ج: بسمه تعالی- زیاد بگوئید «استغفر الله» و خسته نشوید، و خاطر جمع باشید این علاج است. « داؤکم الذنوب و دواؤکم الاستغفار ». ( کنز العمال، ج 1، ص 479 ).
راه سیر و سلوک برای قرب خداوند
سوال: این جانب تصمیم دارم که به خداوند، قرب پیدا کنم و سیروسلوک داشته باشم، راه آن چیست؟
جواب: بسمه تعالی- چنانچه طالب، صادق باشد، «ترک معصیت»، کافی و وافی است برای تمام عمر، اگر چه هزار سال باشد.
لزوم وجود استاد برای قرب به خداوند
سوال: این جانب تصمیم دارم که قرب الهی پیدا کنم، لطفاً مرا راهنمایی فرمائید؛ آیا این کار نیاز به استاد دارد؟
ج: بسمه تعالی- استاد، علم است و معلم، واسطه است؛ عمل به معلومات بنمایید و معلومات را زیر پا نگذارید، کافی است:
« حضرت صادق(ع) فرمودند: من عمل بما علم، ورثه الله علم ما لا یعلم: کسیکه به دانسته خود عمل کند، خداوند علم به آنچه که نمی داند نیز به او خواهد داد. بحارالانوار، ج78، ص189 »،
( و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا: و حتماً آنان را که در راه ما تلاش و مجاهدت کنند، به راه های خود هدایت می کنیم. عنکبوت/69 ) .
اگر دیدید نشد، بدانید نکرده اید. ساعتی در شبانه روز مخصوص علوم دینیه بنمایید.
حضور قلب در نماز
سوال: اجمالاً بفرمایید حضور قلب چگونه حاصل می شود؟
ج: بسمه تعالی- اگر مقصود حضور قلب است، با نوافل و عبادات مستحبه تحصیل می شود و از آن جمله، تبدیل فرادی به جماعت است. و تحصیل حضور قلب به این می شود که در اوقات غفلت به خودش فشار نیاورد و در اوقات حضور اختیاراً آن را از دست ندهد.
خشوع در نماز
سوال: برای اینکه در انجام فرمان الهی مخصوصاً نماز، با خشوع باشیم، چه کنیم؟
ج: در اول نماز، توسل حقیقی به امام زمان عجل الله تعالی فرجه کردن که عمل را با تمامیّت مطلقه انجام بدهید.
درمان عصبانیت
سوال: برای درمان عصبانیت چه کنیم؟
ج: با عقیده کامل زیاد «صلوات» فرستادن. ( اللهم صل علی محمد و آل محمد ).
علاج غرور
سوال: جهت علاج غرور، چه راهی را توصیه می فرمایید؟
ج: بسمه تعالی- اکثار «حوقله» علاج غرور است.
( إکثار «حوقله» یعنی: زیاد گفتن « لا حول و لا قوه الا بالله » )
درمان وسواس
سوال: این جانب به وسواس، مبتلا هستم، لطفاً جهت بر طرف شدن آن، مرا راهنمایی فرمایید؟
ج: اکثار تهلیل، علاج وسواس است.
( کثار« تهلیل» یعنی: زیاد گفتن « لا اله الا الله» )
کم خوردن
سوال: مدتی است شیطان و هوای نفس در تزکیه بطن و لسان، کم خوری، کم گفتن و کم خوابیدن اذیتم می کند، برای رفع این معایب چه کنم؟
ج: بسمه تعالی- گوی سبقت را نماز شب خوانها ربودند مخفیانه؛ ترتیبی برای تقلیل طعام ذکر می شود (إن شاء الله). هر چه را که قصد دارید بخورید، اول جدا نماید، مثلا" در سینی جداگانه و قناعت هم نکنید، آن وقت فقط از آن میل کنید. این را باید عمل نمایید تا معلوم گردد.
تنبلی و کسالت در عبادات
سوال: برای رفع تنبلی و کسالت در عبادات چه باید کرد؟
ج: در اوقات نشاط، مشغول به عبادت مستحبه شوید؛ و در اوقات کسالت، اقتصار بر واجبات نمایید.
درمان ریا
سوال: گاهی اوقات در عبادات ریا می کنم و بعداً سخت رنج می برم، علاج آن چیست؟
ج: بسمه تعالی- علاج این است که ریا بکند، ولی اگر در مقابل شاه و گدا است، ریا برای شاه بکند؛ فافهم إن کنت من أهله.
رفع سوء ظن
سوال: برای رفع سوء ظن چه کنیم؟
ج: سوء ظن به اعدی الاعداء که دشمن داخلی و نفس است، شاغل و مانع از سوء ظن به غیر است.
بهترین و بالاترین ذکر
سوال: بهترین ذکر، چه ذکری است؟
ج: بالاترین ذکر به نظر حقیر، « ذکر عملی » است، یعنی « ترک معصیت در اعتقاد و در عمل »؛ همه چیز محتاج به این است و این، محتاج به چیزی نیست و مولد خیرات است.
نماز شب
سوال: 1- برای توفیق نماز شب چه کنیم؟
ج: با قرائت آیه آخر «کهف» و اهتمام به این امر اگر علاج نشد، تقدیم بر نصف می شود. [: قبل از نیمه شب به جا آورده می شود.]
سوال: 2- در نماز شب و سحر خیزی قدری کسل هستم، لطفاً راهنمایی فرمایید؟
ج: بسمه تعالی- کسالت در نماز شب به این رفع می شود که بنا بگذارید هر شبی که موفق (به خواندن آن) نشدید، قضای آن را بجا بیاورید.
پایگاه رسمی آیت الله بهجت
پ.ن. 1: شادی روحشون صلوات
پ.ن.2: از خدا خواهیم توفیق عمل
3: برای هم دعا کنیم
27/2/90
8:0 ص





شاید بعضی ازشما دیده باشیدبرخی ائمه جماعات دررکوع آخر نمازشان این ذکر رامیگویند:«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ تَرَّحَّم عَلی عَجزِنا وَ اَغِثنا بِحَقِّهِم». این دستورالعملی است که خود آقا امام عصر(عج الله)دردیدار باآیت الله مرعشی نجفی به ایشان فرمودندکه دررکوع های نماز بویژه رکوع اخر تاکید کردند بخوانید
ترجمه آن ذکر این است:بارالها درودبرمحمدوآلش بفرست وبرعجز وناتوانی مارحم کن وبه حق محمد وآل او به داد ما برس
اما ماجرای ملاقات آیت الله مرعشی نجفی باامام زمان(عج)
دیدار یار غائب - ملاقات حضرت آیة الله العظمی مرعشی نجفی، قدس سره
در ایام تحصیل علوم دینی و فقه اهل بیت،علیهم السلام، در نجف اشرف، شوق زیادی جهت دیدارجمال مولایمان بقیة الله الاعظم، عجل الله تعالی فرجه،داشتم با خود عهد کردم چهل شب چهارشنبه پیاده به مسجد سهله بروم، به این نیت که جمال آقا صاحب الامر،علیه السلام، را زیارت کنم و به این فوز بزرگ نایل شوم.
تا 35 یا 36 شب چهارشنبه ادامه دادم تصادفا در این شب رفتنم از نجف به تاخیر افتاد و هوا ابری و بارانی بود نزدیک شب وحشت و ترس وجود مرا فرا گرفت مخصوصا از زیادی قطاع الطریق و دزدها، ناگهان صدای پایی را از پشت سر شنیدم که بیشتر موجب ترس و وحشتم گردید. برگشتم به عقب، سید عربی را با لباس اهل بادیه دیدم، نزدیک من آمد و با زبان فصیح گفت: ای سید! سلام علیکم.
ترس و وحشت بکلی از وجودم رفت و اطمینان وسکون نفس پیدا کردم و تعجب آور بود که چگونه این شخص در تاریکی شدید، متوجه سیادت من شد و در آن حال من از این مطلب غافل بودم. به هر حال سخن می گفتیم و می رفتیم از من سؤال کرد:
کجا قصد داری؟
گفتم: مسجد سهله.
فرمود: به چه جهت؟
گفتم: به قصد تشرف و زیارت ولی عصر،علیه السلام.
مقداری که رفتیم به مسجد زید بن صوحان که مسجدکوچکی است نزدیک مسجد سهله رسیدیم داخل مسجدشده و نماز خواندیم و بعد از دعایی که سید خواند که،مثل آن بود که دیوار و سنگها با او آن دعا را می خواندند;احساس انقلابی عجیب در خود نمودم که از وصف آن عاجزم.
بعد از دعا سید فرمود: سید تو گرسنه ای، چه خوب است شام بخوری.
پس سفره ای را که زیر عبا داشت بیرون آورد و درآن سه قرص نان و دو یا سه خیار سبز تازه بود. مثل اینکه تازه از باغ چیده و آن وقت چله زمستان و سرمای زننده ای بود و من منتقل به این معنا نشدم که این آقا این خیار تازه سبز را در این فصل زمستان از کجا آورده؟طبق دستور آقا شام خوردم.
سپس فرمود: بلند شو تا به مسجد سهله برویم.
داخل مسجد شدیم آقا مشغول اعمال وارده درمقامات شد و من هم به متابعت آن حضرت انجام وظیفه می کردم و بدون اختیار نماز مغرب و عشا را به آقا اقتداکردم و متوجه نبودم که این آقا کیست؟
بعد از آنکه اعمال تمام شد، آن بزرگوار فرمود:
ای سید آیا مثل دیگران بعد از اعمال مسجد سهله به مسجد کوفه می روی یا در همین جا می مانی؟
گفتم: می مانم و سپس در وسط مسجد در مقام امام صادق، علیه السلام، نشستیم.
به سید گفتم: آیا چای یا قهوه یا دخانیات میل داری آماده کنم؟
در جواب کلام جامعی را فرمود: این امور از فضول زندگی است و ما از این فضولات دوریم.
این کلام در اعماق وجودم اثر گذاشت به نحوی که هرگاه یادم می آید ارکان وجودم می لرزد به هر حال مجلس نزدیک دو ساعت طول کشید و در این مدت مطالبی رد و بدل شد که به بعضی از آنها اشاره می کنم؟
1. در رابطه با استخاره سخن به میان آمد. سید عرب فرمود:
ای سید با تسبیح به چه نحو استخاره می کنی؟
گفتم: سه مرتبه صلوات می فرستم و سه مرتبه می گویم: «استخیر الله برحمته خیرة فی عافیة » پس قبضه ای از تسبیح را گرفته می شمارم، اگر دو تا بماند بداست و اگر یکی ماند خوب است.
فرمود: برای این استخاره، باقی مانده ای است که به شما نرسیده و آن این است که هرگاه یکی باقی ماند فوراحکم به خوبی استخاره نکنید بلکه توقف کنید و دوباره بر ترک عمل استخاره کنید اگر زوج آمد کشف می شوداستخاره اول خوب است اما اگر یکی آمد کشف می شودکه استخاره اول میانه است.
به حسب قواعد علمیه می بایست دلیل بخواهیم و آقاجواب دهد به جای دقیق و باریکی رسیدیم پس به مجرداین قول تسلیم و منقاد شدم و در عین حال متوجه نیستم که این آقا کیست.
2. از جمله مطالب در این جلسه تاکید سید عرب بر تلاوت و قرائت این سوره ها بعد از نمازهای واجب بود. بعد ازنماز صبح سوره یاسین و بعد از نماز ظهر سوره عم بعداز نماز عصر سوره نوح و بعد از مغرب سوره واقعه وبعد از نماز عشاء سوره ملک.
3. دیگر اینکه تاکید فرمودند: بر دو رکعت نماز بین مغرب و عشا که در رکعت اول بعد از حمد هر سوره ای خواستی می خوانی و در رکعت دوم بعد از حمد سوره واقعه را می خوانی و فرمود: کفایت می کند این از خواندن سوره واقعه بعد از نماز مغرب، چنانکه گذشت.
4. تاکید فرمود که: بعد از نمازهای پنجگانه این دعا رابخوان:
«اللهم سرحنی عن الهموم و الغموم و وحشة الصدر و وسوسة الشیطان برحمتک یا ارحم الراحمین ».
5. و دیگر تاکید بر خواندن این دعا بعد از ذکر رکوع درنمازهای یومیه خصوصا رکعت آخر:
«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ تَرَّحَّم عَلی عَجزِنا وَ اَغِثنا بِحَقِّهِم».
6. در تعریف و تمجید از شرایع الاسلام مرحوم محقق حلی فرمود:
تمام آن مطابق با واقع است مگر کمی از مسایل آن.
7. تاکید بر خواندن قرآن و هدیه کردن ثواب آن، برای شیعیانی که وارثی ندارند یا دارند و لکن یاد از آنهانمی کنند.
8. تحت الحنک را از زیر حنک دور دادن و سر آن را درعمامه قرار دادن چنانکه علمای عرب به همین نحو عمل می کنند و فرمود: در شرع اینچنین رسیده است.
9. تاکید بر زیارت سید الشهدا، علیه السلام.
10. دعا در حق من و فرمود: قرار دهد خدا تو را ازخدمتگزارن شرع.
11. پرسیدم: نمی دانم آیا عاقبت کارم خیر است و آیا من نزد صاحب شرع مقدس رو سفیدم؟
فرمود: عاقبت تو خیر و سعیت مشکور و روسفیدی.
گفتم: نمی دانم آیا پدر و مادر و اساتید و ذوی الحقوق از من راضی هستند یا نه؟
فرمود: تمام آنها از تو راضی اند و درباره ات دعامی کنند.
استدعای دعا کردم برای خودم که موفق باشم برای تالیف و تصنیف.
دعا فرمودند.
در اینجا مطلب دیگری است که مجال تفصیل و بیان آن نیست پس خواستم از مسجد بیرون روم به خاطرحاجتی، آمدم نزد حوض که در وسط راه قبل از خارج شدن از مسجد قرار دارد به ذهنم رسید چه شبی بود واین سید عرب کیست که اینهمه با فضیلت است؟ شایدهمان مقصود و معشوقم باشد تا به ذهنم این معنی خطور کرد، مضطرب برگشتم و آن آقا را ندیدم و کسی هم در مسجد نبود. یقین پیدا کردم که آقا را زیارت کردم و غافل بودم، مشغول گریه شدم و همچون دیوانه اطراف مسجد گریه می کردم تا صبح شد، چون عاشقی که بعد ازوصال مبتلا به هجران شود.
این بود اجمالی از تفصیل که هر وقت آن شب یادم می آید بهت زده می شوم.
منبع کلوب
4/2/90
8:13 ص
قرآن کریم با قرآن مجید از نظر محتوا و مطلب فرقی ندارد، بلکه این دو واژه بیانگر دو صفت و ویژگی کتاب خدا یعنی قرآن است.
صفت کریم بیانگر آن است که قرآن عزیز و گرامی است، چون سخن خدا است که بر پیامبر(ص) وحی شده است. برخی گفتهاند کریم است، چون عطا و بخشش آن زیاد است. قرآن به صفت کریم نامیده شده، چون دلایلی را که به حق میرساند، به خوبی ارائه کرده است. برخی گفتهاند کریم اسم جامع و شامل است برای هر چیز که مورد ستایش قرار میگیرد و قرآن به خاطر پدیدههای مورد ستایشی که در آن قرار دارد (مانند هدایت و نور و بیان و حکمت) کریم نامیده شد، چون فقیه از آن یاد میگیرد و به وسیلة آن استدلال میکند؛ نیز حکیم از آن کمک میگیرد و با آن احتجاج میکند و برهان اقامه مینماید؛ جنان که ادیب از آن بهره میگیرد و به وسیله آن تقویت میشود، پس هر دانشمندی، ریشه و اصل علم خود را از آن میگیرد. جهات دیگری نیز در علت این نامگذاری گفتهاند که در تفاسیر ذکر شده است.(1)
و صفت مجید بیانگر یکی دیگر از ویژگی های کلام خدا و قرآن است، و آن اینکه این کتاب مجد و عظمتی به انسان میبخشد که هیچ کتابی دیگری نمیبخشد، زیرا کلام خدایی است که بالاتر از او چیزی نیست؛ نیز کتابی است که باطل در آن راه ندارد و دست تحریف بدان نرسیده، همچنین زیاده و کاستی در آن راه نیافته است. این کتاب مرجع نهایی برای تمام حقایق در تمام شرایط و زمانهاست.(2)
قرآن، مجید است، یعنی در بخشیدن خیر و خوبی کریم است. معانی بلند و دلیل های ارزشمند به انسان میدهد و تمام آن حکمت است، زیرا گفته شد: حکمت سه قسم بیشتر نیست:
1ـ دستور عمل برای مواردی است که انسان میترسد و از آن میهراسد؛
2ـ مواعظی است که دل را برای عمل به حق نرم میکند.
3ـ حجت و برهانی است که تشخیص حق و باطل را د امور دین و دنیا ممکن و آسان میسازد. همه اینها در قرآن جمع است(3) و در هیچ کتابی بسان آن یافت نمیشود.
پینوشتها:
1ـ لباب التأویل فی معانی التنزیل، علاءالدین علی بن محمد بن ابراهیم، ج 4، ص 242.
2ـ تفسیر ثعلبی، ج9، ص 219.
3ـ التبیان فی تفسیر القرآن، الشیخ الطوسی، ج 10، ص 322.
منبع شهر سوال
4/2/90
8:12 ص
شیعه امامیه همواره در اصول و فروع دین، به عترت پاک رسول خدا وابسته بوده و هرگز در طول تاریخ از آنان جدا نشده است، و در تمام امور دین جز به ائمه اهلبیت "ع" اعتماد نکرده است. شیعیان اهل بیت عصمت از زمان امام علی"ع" تاکنون، همواره بر روش و سیره و تعالیم ائمه "ع" که همان سیره و سنت نبیّ مکرّم اسلام است، مقید و ملزم بوده اند. (1)
بنابراین در اصول و فروع دین، شیعه به آن اصولی عمل می کند که ائمه آل محمد "ص" بر آن بوده اند، و این از امتیازات شیعه امامیه نسبت به سایر فِرَق اسلامی است که حقایق و معارف دینی خود را از طریق معصومین دریافت کرده که عاری از هرگونه تحریف و بدعتهای سلیقه ای و انحرافی است. بنابراین آداب اقامة نماز در میان شیعه همان است که از طریق ائمه معصومین وارد گردیده که در اصل همان دستور رسول خدا در این باره است.
در مذهب اهل سنت، خلفای راشدین ـ ابوبکر، عمر، عثمان ـ به لحاظ ضعف علمی در تمام زمینه ها و نیز به لحاظ اجتهاد به مصلحت و نه به حقیقت و واقعیت دین و در نظر داشتن حبّ و بغضهای قومی و سیاسی در بیان و اجرای احکام دین، دچار انحراف از قرآن و سنت و روش رسول خدا "ص" گردیدند، در نتیجه بدعتهایی را در دین خدا وارد کردند که مخالف نص صریح قرآن و سنت نبوی بود. از این رو هم خودگمراه گردیدند و هم پیروان آنان اسیر این گمراهی شدند. شدت این بدعتهای انحرافی در زمان عمر، خلیفه دوم، به اوج خود می رسد. (2)
از جمله این بدعتها، تغییر در آداب وضو و نحوة اقامة نماز و تغییر جمله ای از جملات اذان بود که همه نتیجه اجتهادهای ناصواب عمر است.
نقل گردیده که در زمان خلافت عمر، جمعی از اُسرای ایرانی را به نزد او آوردند. این گروه به منظور رعایت ادب نزد خلیفه، دستها را روی سینه بر هم گذاشته بودند. عمر از آنان پرسید چرا اینگونه ایستاده اید؟ آنان پاسخ دادند رسم ما آن است که در نزد بزرگان برای رعایت ادب و نشان دادن تواضع خویش، این چنین بایستیم. عمر این مرام را پسندید، و از آن پس دستور داد برای رعایت ادب و تواضع به درگاه الهی دستها را بر هم گذاشته و نماز را اقامه کنند، و این خلاف سنت و دستور رسول خدا "ص" بود. (3)
منابع و مآخذ:
1. رهبری امام علی از دیدگاه قرآن، نامه صد و دهم، سید شرف الدین
2. مسائل کلی امامت، ابراهیم امینی، ص 55 الی 60 3. سیدمحسن حکیم , مستمسک العروة الوثقی , ج 6 ص 531
منبع شهر سوال
پیغام مدیر : ورود شما را به این وبلاگ خوش آمد عرض می کنم . امیدوارم مطالب این وبلاگ مورد استفاده ی شما قرار گیرد . نقطه نظرات خود را برای بهبود وبلاگ مطرح نمایید . متشکرم السلام علیک یااباعبدالله الحسین و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا مابقیت و بقی اللیل و النهارو لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین و رحمه الله و برکاته .... .